چرا حوزه از واقعیت اجتماعی جا مانده است؟
شکاف میان «نظام مسائل» و «نظام دانش»
مساله «حوزه انقلابی» پیش از آنکه جنبهی سیاسی یا مدیریتی داشته باشد، درگیری در تراز «معرفتشناختی» است. ما با کژکارکردی مواجهیم که در آن حوزه به لحاظ سیاسی مدافع انقلاب است، اما به لحاظ «ساختار دانش» هنوز در هوای پیش از انقلاب تنفس میکند.
شکاف میان «نظام مسائل» و «نظام دانش»
بحران حوزهی امروز، انقطاع منطقی میان علوم حوزوی موجود با «نظام مسائل انقلاب اسلامی» است. فقه و فلسفهای که امروز در سطوح عالی تدریس میشود، اساساً برای پاسخگویی به انسانِ منزوی و مسائل فردیِ دهههای ۲۰ و ۳۰ طراحی شده است. وقتی ساختار دانش بر اساس «مسالهی اجتماعی» تحول پیدا نمیکند، دانش به جای آنکه «راهبر» باشد، تبدیل به یک «ذخیره دانشی ایستا» میشود. سردرگمی امروز اساتید و طلاب انقلابی در میدان، میوهی همین بیارتباطی دانش با صحنه است.
عقلانیت انقلاب؛ پروژهای نیمهکاره
ما در دهههای ۴۰ و ۵۰، شاهد یک «جهش معرفتی» در آثار متفکرین انقلاب بودیم؛ به عنوان نمونه در ساختار دانش کلام میتوان به کتابهای ذیل اشاره کرد:
- طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن (امام خامنهای): ارائه کلام ناظر به حرکت و مبارزه
- جهانبینی توحیدی (علامه شهید مطهری): پیوند فلسفه با نیازهای فکری نسل جدید
- ادیان در خدمت انسان (علامه موسیصدر): کلام مماس با دردهای اجتماعی
این آثار به عنوان «عقلانیت جایگزین» بودند که میخواستند دین را مماس با انسان و تاریخ قرار دهند. اما فاجعه از جایی آغاز شد که این عقلانیت در لایههای زیرین و ساختارهای رسمی (فقه و اصول) سرریز نشد. محافظهکاری نهادی و هیمنهی سنت ایستا اجازه نداد این «روح توحیدی» به «نظم دانشی» تبدیل شود.
بحران هویت و استهلاک نیروی انسانی
طلبهای که ۲۰ سال عمر خود را در این ساختار صرف میکند، وقتی با «زیستجهانِ مدرن» و جوانی که هویتش در فضای مجازی بازتعریف شده مواجه میشود، ابزاری برای ایجاب و اثبات ندارد. دانش او «مسالهمند» نیست؛ لذا ناچار به سلب و رد روی میآورد. اینجاست که طلبه دچار «خستگیِ معرفتی» میشود. او احساس میکند دانشش امروزه کارایی ندارد و این حسِ بیکارکرد بودن، او را به سمت بریدن از آرمانهای انقلاب سوق میدهد.
بازسازی ساختاری حول «انسان معاصر»
انقلابی شدن حوزه در گرو «بازسازی ساختار دانش» بر اساس عقلانیت انقلاب است. اگر چهارچوبهای فکری تغییر کند، مسائل کف دانشها (مانند پاسخ به شبهات زیستجهان مدرن) خودبهخود متحول میشوند. تنها در این صورت است که طلبه «هویت انقلابی» پیدا میکند و از یک کنشگر سردرگم، به یک فقیه تمدنی تبدیل میشود. تا زمانی که عقلانیت انقلاب اسلامی به لایههای سختِ دانش سرایت نکند، ما با حوزهای مواجهیم که «انقلابی حرف میزند» اما «سکولار میاندیشد».
درباره ما
تماس با ما